الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
211
ترجمه گويا و شرح فشرده اى بر نهج البلاغه ( فارسى )
70 - از نامههاى امام عليه السلام به « سهل بن حنيف » فرماندار « مدينه » در باره گروهى كه بمعاويه ملحق شده بودند ( 504 . ) اما بعد ! به من خبر رسيده كه افرادى از قلمرو تو مخفيانه به « معاويه » پيوستهاند بر اين تعداد كه از دست دادهاى و از كمك آنان بىبهره ماندهاى افسوس مخور براى آنها همين گمراهى بس كه از هدايت حق بسوى كوردلى و جهل شتافتهاند و اين براى تو مايه آرامش خاطر است . آنها دنياپرستانى هستند كه با سرعت به آن روى آوردهاند در حالى كه عدالت را به خوبى شناخته و ديده و گزارش آن را شنيدهاند و بخاطر سپردهاند كه همهء مردم در نزد ما و در آئين حكومت ما حقوق برابر دارند آنها از اين برابرى بسوى خود خواهى و تبعيض و منفعت طلبى گريختهاند . دور باشند از رحمت خدا ! به خدا سوگند ! آنها از ستم نگريختهاند و بعدل روى نياوردهاند . و ما اميدواريم كه در اين راه خداوند مشكلات را بر ما آسان سازد . و سختيها را هموار ! انشاء اللّه . و السلام 71 - از نامههاى امام عليه السلام به « منذر بن جارود عبدى » كه در كار فرماندارى خويش خيانت كرده بود . ( 505 . ) اما بعد ! شايستگى پدرت مرا نسبت به تو گرفتار خوشبينى ساخت ( 506 . ) و گمان كردم تو هم پيرو هدايت او هستى . . .